خانه دریچه
ایمیل من
گذشته دریچه
اسفند ۸۸
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
امرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
فروردین ۸۳
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
نوای دریچه
وقایع اتفاقیه
glassywall at 360
دریچه های همسایه
I need to be
خاتمه از صفر
Someone like you
بی تو به سر نمی شود
Hidden inside
يک جستجوی هميشگی
Cartoon CT
جيزقولک
راز
Sound of Silence
Neamadeus
مستانه
دنیای کوچک تنهایی من
روشن
Aerials
Be no one like mirror
نظریات عارفانه و...
سولوژن
لنيوم
Desert Tiger
سهيلا
دریچه هایی که سر میزنم
دریچه های هنری
خانه هنرمندان ایران
ایران کارتون(com)
ایران کارتون(ir)
پرشین کارتون
مجله هنری تندیس
حمید بهرامی -کاریکاتوریست
محمد علی بنی اسدی- تصویر ساز
علی هاشمی شهرکی- تصویر ساز و کاریکاتوریست
مسعود ضیائی- کاریکاتوریست
بزرگمهر حسین پور- کاریکاتوریست
سایت شهین و تیمور
استاد محمد فرشچیان- مینیاتوریست
آرشیو موسیقی کلاسیک
خانه موسیقی
گفتگوی هارمونیک- موسیقی کلاسیک
مجله هنر موسیقی
تئاتر ما
Art Daily
Classical Piano
Music and Vision magazine
واژه نامه هنر
دریچه های ادبی
دیباچه
پندار
سخن
آینه
سایت عباس معروفی- نویسنده
بچه ها دروغگوها را دوست ندارند...
آن روز آمدم تا نقاشی های کودکانه ام را نشانت دهم
من چه کودکانه شکایت کردم از دیگر گونه شدنت
و تو چه بیرحمانه مثل آدم بزرگها
تنها پوز خندی زدی بر اشکهایم و بادبادکهام را پاره کردی
من هم نقاشی هایم را پاره کردم و ترانه هایم را سوزاندم
من رفتم، اما تو ندانستی که
بچه ها بیشتر از آدم بزرگها می فهمند...
و نفهمیدی که
بچه ها دروغگوها را دوست ندارند...
پيام هاي ديگران () link شنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٥ ساعت۱۱:٢٢ ق.ظ - golnaz habibi
فلسفه پاییز
به راستی فلسفه افتادن برگها در پاییز چیست؟
آیا واقعا پاییز بهانه ای است؟...
... برای رهایی برگ هایی که فصلها زندانی درخت بودند؟
شاید هم درخت خسته باشد از برگها و میخواهد مدتی تنها باشد؟
شاید هم دست بی رحم پاییز جدایی برگ و درخت را رقم می زند؟
آیا حادثه پاییز قربانی هم دارد؟... قربانی کیست؟
برگ یا درخت؟؟؟...
مقصر کیست؟
درخت؟ برگ یا پاییز؟...
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٥ ساعت۱۱:٤۳ ب.ظ - golnaz habibi
حرفهای پراکنده...
دیروز نگران از دست دادن تو بودم و امروز نگران از دست رفتن خودم....
-------------------------------------------------------------------------------
امروز به شهر تو سفر کردم
اما تو کوچ کرده بودی
شاید سالها پیش...
افسوس که دیر آمدم
یک دفعه دلم تنگ شد
خواستم قدری بیشتر بمانم
اما باران گرفت
من رفتم.
شاید برای امروز
شاید برای همیشه...
-------------------------------------------------------------------------------
فردا روز خاکسپاری توست.
کاش می شد من آنجا نباشم...
روز تولدت را به یاد داری؟
من هم نمی دانم
شاید دیروز بود!
نه، به گمانم قبل تر بود...
دیگر چه فرقی می کند؟؟؟
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٥ ساعت٩:٢٢ ب.ظ - golnaz habibi
وقایع اتفاقیه هفتگی می شود!
باز هم سلام، خوبین؟ چه خبرا؟
تصمیم گرفتم به علت کمبود وقت، وقایع اتفاقیه رو هفته ای یک بار به روز کنم...
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸٥ ساعت۸:٢۱ ق.ظ - golnaz habibi
می شود بادبادکها بازگردند؟
دلم برای آن روزها تنگ است
روزهای عروسک و ترانه و باران
رویای پرواز با بادبادکها
و کابوس گم شدن در سیاهی شب
آن روز ها که دنیا
با چند خط ساده ترسیم می شد...
یادم نیست بزرگ شدنم را
شايد چند سال بعد بود
که بادبادکهايم را گم کردم
پرسه زدنهایم در کوچه های انتظار آغاز شد
و هر روز دلم را خوش کردم به پنجره ای
و فراموش کردم پرواز را
شايد چند سال بعد بود
رویاهای دیروزم مرد
تا اکنونم زاده شود
و من را از من گرفتند
من با بادبادکها سفر کرد
و من اسیر زمین شد
نمی دانم تا کی؟
شاید تا آشتی زمین و آسمان
شاید تا بازگشت بادبادکها
نمی دانم...
شاید چند سال بعد بود
که کودکیم چه بیرحمانه نابود شد
و بزرگ شدنم پایان این قصه شد
دلم برای آن روزها تنگ است
یعنی می شود بادبادکها برگردند؟...
پی نوشت: می دونم باز هم تکراریه( البته اینجا ننوشته بودم ها) اما این روزها حسی داشتم مثل این شعرگونه. برای همین اینجا آوردم.
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ۸ آبان ،۱۳۸٥ ساعت۱٢:٤۱ ق.ظ - golnaz habibi
امروز
فرشته از تاب افتاد
جام شیشه ای شکست
گوشی تلفن افتاد روی کلاویه های پیانو
و صدای بم هراسناکی برخاست...
شاید نشانه های بدی باشد
خبر از اتفاقی ناگوار
اما نه
شاید یک تصادف بود
شایدهم یک اتفاق ساده
فردا چه می شود؟می ترسم...
پيام هاي ديگران () link شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٥ ساعت٩:٢٦ ق.ظ - golnaz habibi
هر روز به من می نگری
از میان قاب یک تصویر
هر روز تو را تماشا می کنم
از پشت این صفحه روشن
از آن روزها بسیار گذشته است
از آن روزهای درس و کتاب
درس های تو، مشق های من
بچگی من، بزرگی تو
از آن روزها بسیار گذشته است
شاید دیگر فرصتی نباشد
برای درس پس دادن من
و نه فرصتی برای نمره دادن تو
اما من هنوز مشق پرواز را تمام نکردم...
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٥ ساعت۱٠:٠۸ ق.ظ - golnaz habibi
